محسن عباس نژاد
112
قرآن و طب ( فارسى )
ولى گاه ديده شده كه زن در عين باردارى ، عادت ماهيانه را در آغاز حمل مىبيند ، ازاينرو براى رعايت كامل اين موضوع دستور داده شده كه زن ، سه بار عادت ماهيانه ببيند و پاك شود ، تا به طور قطع عدم باردارى از شوهر سابق روشن گردد و بتواند ازدواج مجدد كند . » « 1 » 4 . همان مفسر در مورد حكمتهاى آيهى اوّل ( عدّهى زنانى كه شوهر آنها از دنيا رفته است ) نيز بر دو نكته تأكيد مىكند : نخست : اينكه رعايت حريم زندگانى زناشويى حتى بعد از مرگ همسر موضوعى فطرى است كه همهى اقوام به آن توجه كرده ( و گاهى افراط كردهاند ) و اسلام آن را به طور شايستهاى امضاء كرده است و بر خرافات و افراطها خط بطلان كشيده است . دوم : مسألهى باردارى احتمالى زن و يقين به خالى بودن رحم از نطفهى همسر پيشين . « 2 » بررسى : در اينجا توجه به چند مطلب لازم است : 1 - لزوم نگاهداشتن عدّه براى زنانى كه شوهرانشان از دست رفته امرى مفيد بوده است و همانطور كه گذشت باعث حفظ احترام شوهر فوت شده مىگردد . همان گونه كه عده براى زنانى كه طلاق گرفتهاند نيز مفيد است و در بسيارى از موارد ( بويژه در طلاق رجعى ) موجب اتصال دوبارهى مرد و زن و ادامهى زندگى خانوادگى مىشود و اين فلسفه و حكمتها در اين موارد قابل انكار نيست . 2 - رعايت عدّه توسط بانوان ( طلاق گرفته و زنانى كه شوهر آنان فوت كرده ) موجب مىشود تا اطمينان به حاملگى يا به عدم آن پيدا كنند و از مشكلات و تهمتهاى بعدى پرهيز شود . و اين مطلب نيز يكى از حكمتها و اسرار اين حكم است ، امّا نمىتوان ادعا كرد كه اين مطلب علّت تامهى حكم عدّه است چرا كه احتمال دارد اسرار ، مصالح و حكمتهاى ديگرى نيز در تشريع اين حكم دخالت داشته است و لذا برخى از مفسران معاصر مىنويسند : « جالب توجه اينكه در احكام اسلامى در مورد عدّه ، به اين معنا تصريح شده كه اگر هيچگونه احتمالى در مورد باردارى زن در ميان نباشد باز بايد زنانى كه همسرشان فوت شدهاند ، عده نگاهدارند ؛ و نيز به همين دليل ، آغاز عدّه ، مرگ شوهر نيست بلكه موقعى است كه خبر مرگ شوهر به زن برسد هرچند بعد از ماهها باشد و اين خود مىرساند كه تشريع اين حكم قبل از هر چيز به خاطر حفظ احترام و حريم زوجيت است اگرچه مسألهى باردارى احتمالى زن در اين قانون مسلما مورد توجه بوده است . » « 3 » 3 . در مطالب عبد الرزاق نوفل و دكتر دياب و دكتر قرقوز چند نكته قابل ملاحظه است : اوّل : اينكه عبد الرزاق نوفل ادعا كرد كه مقصود از « ثلاثة قروء » همان سه حيض ( عادت ماهيانه ) است در حالى كه ما از لغت و با توجه به روايات و كلمات مفسرين اثبات كرديم كه مقصود از « قروء » سه پاكى است . دوّم : اينكه اينان ادعا كردند كه حركت فرزند در شكم مادر از ماه چهارم حاملگى بروز پيدا مىكند . در حالى كه برخى كتابهاى جديد و معتبر پزشكى بروز آن را از ماه پنجم مىدانند . « 4 » و اين مطلبى است كه حدودا مطابق با عدّهى زنان شوهر از دست داده است . ( چهار ماه و ده روز ) اما
--> ( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 108 . ( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 136 و 137 . ( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 137 . ( 4 ) . ر . ك : پروفسور توماس . وى . سادلر ، رويانشناسى پزشكى لانگمن ، ترجمهى دكتر بهادرى و دكتر شكور ( تجديد نظر ششم 1990 م ) ص 98 ، انتشارات شركت سهامى چهر ( 1370 ش ) .